دوشنبه دوم شهریور 1388
کتابشناسی تاریخی و فرهنگی چهار محال و بختیاری
ادامه مطلب
شنبه دهم مرداد 1388
چهارمحال و بختیاری سرزمین رنگها و فرهنگ ها
استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان های زیبای کشور ایران است که به سبب موقعیت ویژه جغرافیایی اش و واقع شدن در رشته کوه های مرتفع زاگرس، مناطق بکر و طبیعی زیادی را در خود جای داده است؛ مناطق چشم نوازی که همواره سبب جذب گردشگران و علاقه مندان طبیعت در فصول مختلف سال به این استان می شود. این استان چهار فصل، دارای آبشارهای زیبا، جنگل های بلوط، تالاب ها و سدهای طبیعی، رودهای خروشان، قله های پوشیده از برف با یخچال های دائمی، غارهای یخی، دشت های سرسبز و پر لاله ، چشمه های انبوه و دائمی با خواص معدنی و مثال زدنی و ... از یک طرف و دارا بودن پیشینه تاریخی و باستانی کهن همراه با آثار تاریخی فراوان و همچنین برخوردار بودن مردمان این دیار از فرهنگی والا و ارزشمند - که در واقع بازتاببی روشن از سنت های نیکوی گذشتگان است - و وطن دوستی و وطن پرستی شدید و نقش داشتن در انقلاب مشروطه و آزادی خواهی آنان در دوره های گوناگون و از جمله دفاع انکار ناپذیر آنان از کیان کشور و ...به نوعی می توان گفت این استان سرزمین فرهنگ ، وطن دوستی و آب و آفتاب و کلکسیون متنوع ازرنگ های چشم نواز طبیعی است. برای این که با این استان بیشتر آشنا شویم، در اینجا به معرفی جلوه های گوناگون این استان خواهیم پرداخت.
ادامه مطلب
شنبه شانزدهم خرداد 1388
انعکاس کار و تلاش زنان بختیاری در ترانههای عامیانه و کودکانه
انعكاس کار و تلاش زنان بختیاری
در ترانههای عامیانه و كودكانه*
علی حسینپور
کارشناسی ارشد ایرانشناسی
چکیده:
در جوامع سنتی، علیرغم اینکه عمده کارهای سنگین خانه و خانهداری و تربیت و نگهداری فرزندان و ... بر عهده زنان است - که اگر نه سنگینتر از کار مردان، سبکتر از آن هم نیست- اما جایی برای نشان دادن این همه زحمت و تلاش نیست؛ چیزی که وظیفه زن دانسته شده و هیچ سپاسی برای آن نیست. این امر در جوامع کوچنده جامعهمان، خود را به نحوی برجستهتر مینمایاند. بیداری زنان ایل در سحرگاهان که مردان خفتهاند، به چشمه رفتن و آب آوردن با مشکهای نهاده بر دوش، مشک دوغ زدن، جمعآوری هیزم از دل کوه و دشت برای آتش، دوشیدن احشام و پختن شیر، پخت نان و آماده کردن صبحانه، تنها گوشهای از فعالیتهای زنان ایل است که برخی از این کارها پیش از طلوع آفتاب به انجام میرسد. قرار دادن این حجم فعالیت در کنار کارهایی که باید تا پاسی از شب به انجام برسد شگفتی انسان را برمیانگیزد و برای زنان فرمانبردار ایل، تنها راه نشان دادن این سختیها و بدینسان خارج کردن عقدههای زندگی سخت و گاهی نامرادیهای روزگار، زمزمههایی است که هنگام مشکزدن، خوابانیدن کودک و ... بر زبان جاری میسازند؛ ترانههايي که شاید در نگاه اول بیاهمیت به نظر میآیند، اما با تعمیق در آنها نه تنها با حجمی انبوه از دادههای آن فرهنگ آشنا میشویم، بلکه نارساییها و دشواریهای زندگی این قشر جامعه ایلی را از خلالش درمییابیم. در این پژوهش سعی خواهیم کرد تا زحماتی که زنان بزرگترین ایل کوچنده کشور، ایل بختیاری در زندگی روزانه خود متحمل ميشوند و مجرایی برای ابراز این تلاشها که زندگی ایل بر پایه آنها استوار است، را از میان ترانههای عامیانه ایشان که خود به نوعی بازگوکننده سختی کار وتلاش زندگی آنان است و با تاکید بر لالاييهاي مادرانه و ترانه-کارهایی که توسط همین زنان به صورت آهنگین و متناسب با نوع فعالیت و کاری که انجام میدهند، خوانده میشود، بررسی کنیم.
کلیدواژهها: ایل بختیاري، لالاييهاي مادرانه، ترانههای کار، كار و تلاش زنان.
*این مقاله با همین عنوان قبلاً در فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب، دوره جدید، سال دهم شماره 1 و 2 بهار و تابستان 1386 شماره پیاپی 53 و 54 صفحات:137-165 به چاپ رسیده است.
ادامه مطلب
چهارشنبه سی ام بهمن 1387
کشاکش قدرت
نوشتاری که در ادامه خواهد آمد معرفی کامل کتاب چهارمحال و بختیاری در عصر زندیه نوشته قاسم فتاحی است که انتشارات سدره المنتهی شهرکرد آن را به چاپ رساند. این کتاب توسط نگارنده در کتاب ماه تاریخ و جغرافیا: ماهنامه تخصصی اطلاع رسانی و نقد و بررسی کتاب دوره جدید شماه مسلسل ۱۲۶ آبانماه ۱۳۸۷ در صفحات ۷۶-۸۱ با عنوان "کشاکش قدرت" به چاپ رسیده است.
با سقوط سلسله مقتدر و طولاني مدت صفويه در سال 1135 هجري قمري تا روي كار آمدن حكومت قاجاريه با تاجگذاري رسمي آقامحمد خان قاجار در تهران- به عنوان پايتخت اين حكومت نو ظهور - در سال 1210 هجري قمري، مردم ايران دوران سخت و پر آشوب و فترت و نااستواري را گذرانده بودند؛ دوراني هفتاد و پنج سالهاي كه شكلگيري آن با شورش افغانها و حكومت هفت ساله آنان – از سال 1135 تا 1142 هـ .ق – آغاز شده بود كه در پي آن شرايط سخت و دشواري را براي مردم ايران پديد آورند، اين امر از يك سو و از سوي ديگر كشمكش و جنگ و درگيري بين ايلات مختلفِ ايران كه در آن زمان قسمت اعظم جمعيت ايران را تشكيل ميدادند و نقش مهمي در به قدرت رسيدن حكومتها و تأمين نيروي نظامي آنان داشتهاند و سران این ایلات براي كسب قدرت، نا امني فراواني را در كشور ايجاد كرده بود، اين امر با وجود تهاجم قدرتهاي بيگانه مزيد بر علت شده بود. در اين دوران پر فترت به ترتيب دو حكومت كوتاه مدت افشاريه و زنديه روي كار آمدند و به جز آرامش نسبي دورانِ محدودِ سر سلسلهی اين حكومتها، يعني نادرشاه افشار و كريمخان زند، مردم كمتر روي آرامش، آسايش و امنيت به چشم خود ديدهاند. در اين دوران توصيف شده، منطقهي چهارمحال و بختياري نيز - بنا بر دلايلي كه ذكر آن خواهد آمد- همانند سایر نقاط کشور، مورد توجه و كشمكش قدرت طلبان قرار گرفت.....
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387
معرفي كتاب (لاتين) قصه هاي ايراني
در دو سده اخير درباره تاريخ اقوام و فرهنگ عاميانه مردم ايران شرق شناسان و ايران شناسان خارجي مطالب بسيار مفيد و ارزنده اي به رشته تحرير درآورده كه خود منبعي باارزش در اين زمينه محسوب مي شوند كه كمتر مورد توجه محققان داخلي بوده است. بسياري از اين كتب به زبان لاتين است كه به علت معرفي نشدن شان كمتر مورد استفاده علاقمندان قرار گرفته است. از جمله اين نويسندگان پر تلاش لوريمر است كه در اين نوشتار به ذكر معرفي كلي آثارش در زمينه گويش و فرهنگ بختياري و مردم كرمان پرداخته خواهد شد. معرفي آثار اين ايران شناس به ويژه كتاب ارزشمند قصههاي ايراني توسط نگارنده در كتاب ماه علوم اجتماعي 5 ويژهنامه انسانشناسي1 (ماهنامه تخصصي اطلاع رساني و نقد و بررسي كتاب) دوره جديد، شماره پنجم، مرداد ماه 1387 در بخش معرفي و نقد كتاب لاتين در صفحات 73 تا 75 به چاپ رسيده است. كه در ذيل عين مقاله چاپ شده ذكر خواهد شد. اميد است با مطالعه در اين آثار با گوشه اي از فرهنگ باارزش مردم ايران زمين بيشتر آشنا شويم.
(لازم به يادآوري است برخي از اين آثار كه مرتبط به فرهنگ عاميانه بختياري اند - به ويژه قصه و ترانه هاي بختياري- توسط نگارنده ترجمه شده و به زودي به چاپ خواهند رسيد).
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
ویژگی های یک مقاله برای انتشار در نشریات علمی
در اين نوشته به ويـژگیهـای کلّی يک مقاله علمی - پژوهشی برای انتشــار در نشرياتـی که مقـالات آنها مـورد داوری قرار میگيرند (Refereed Journals) پرداخته شده است. اين نشريات يا مجلّهها پس از دريافت مقاله آن را برای داوری نزد سه يا چند نفر از داوران که به موضوع مورد بحث مقاله آشنايی دارند ارسال میدارند. پس از دريافت نظرات و پيشنهادات داوران، در صورتی که مقاله قابلّيت انتشار داشته باشد، نشريه مقاله مورد بحث را منتشر مینمايد. چارچوبهای آورده شده در اين نوشته نيز میتواند برای مقالههای ارسالی برای همايشهای علمی که مقالات آنها داوری میشوند مورد توجّه قرارگيرد.
معيارهای يک مقاله علمی - پژوهشی
توصيه جدّی میشود که معيارهای زير در هر مقاله علمی - پژوهشی مورد رعايت قرارگيرند. رعايت اين معيارها باعث انسجام و استحکام مقاله شده و امکان پذيرش آن را در يک مجله علمی - پژوهشی افزايش میدهد.
الف- مرتبط بودن مطالب و کامل بودن
• تمام موضوعات مطرح شدهاند.
• استدلالها و بحثها در کليت متن مرتبط هستند.
• منابع و مراجع ادبيات تحقيق آورده شدهاند.
• منطق و پيوستگی بين استدلالها رعايت شده است.
ب- برخورداری از يک سازمان منسجم:
• مقاله از يک ساختار شفاف مفهومي برخوردار است.
• عنوانها و زيرعنوانهای مناسب، صحيح و مرتبطی به کار برده شدهاند.
• نظام ارجاع دهي با ثبات و مناسب است.
پ- برخورداری از يک محوريّت تحقيقی در کلّيت و ترکيب مقاله:
• تفکر خلاق، ترکيب و استدلال ظهور و بروز دارد.
• دقت فکري در باره عنوان اصلي ديده ميشود.
• مفاهيم مرتبط به نحو مناسبي تحقيق شدهاند.
• استدلالها و اثباتها به وسيله مدارک و مستندات يا ارجاعات پشتيباني شدهاند.
• شواهد کافی براي فهم موضوع وجود دارد.
• ادبيات تحقيق مورد نقد و تحليل قرار گرفتهاند.
• ارتباط لازم بين ادبيات تحقيق و موضوع مورد تحقيق مقاله ارائه شده است.
- ساختار عمومی مقاله
يک مقاله تحقيقی به طور کلی میتواند در برگيرنده ساختاری مشابه ساختار زير باشد.
۱) عنوان مقاله:
• پرهيز از عنوانهای کلی و روزنامهای؛
• استفاده از صفت و موصوفهای لازم برای گوياتر نمودن عنوان؛
• دارا بودن جذّابيت برای جذب مخاطب؛
• فشرده و مختصر و يادآوردنی؛
• پرهيز از اصطلاحات نامأنوس و اختصار
• توجه به اين نکته که عنوان يک برچسب است نه جمله.
۲) نام نويسنده/نويسندگان:
• مشخص کردن نام و رابطه عضويتی نويسنده يا نويسندگان.
۳) چکيده:
• دربرگيرنده (معرفی کلی و گويای تحقيق / بيان هدف و قلمرو تحقيق، اهميت کلّی تحقيق ، مروری فشرده بر ساختار مقاله، اشاره کلّی به نوآوریها و دستاوردهای مقاله)؛
• پرهيز جدی از آوردن مراجع، فرمول و علامتهای ويژه؛
• رعايت کوتاهی و فشرده بودن ( در حد يک بند و سقف 200 تا 250 کلمه)؛
• توجه به اين نکته که تعداد افرادی که چکيده را میخوانند بسيار بيشتر از کسانی است که مقاله را میخوانند.
۴) کليد واژهها:
• تا سقف پنج کلمه و يا اصطلاح
۵) مقدمه:
• تعريف مسئله و قلمرو تحقيق؛
• طرح اهميت تحقيق؛
• طرح سوابق تاريخی موضوع؛
• طرح طبقهبندیها و شاخههای مرتبط با موضوع؛
• ارائه تعاريف اصطلاخات اصلی و علائم و اختصارات؛
• مروری کلی بر بقيه مقاله.
• اين بخش میتواند با بخش بعدی ترکيب شود.
۶) بررسی ادبيات موضوع/ سابقه تحقيق:
• طرح سابقه بر اساس يک نظم زمانی/ ديدگاهی/مکتب فکری يا هر طبقهبندی ديگر؛
• طرح ارتباط ادبيات مورد بررسی با موضوع تحقيق؛
• بيان نقاط قوّت، ضعف و محدوديتهای ادبيات موضوع؛
• صرف نظر از طرح مطالب شخصی و تعصب آميز؛
• طرح يافتههای موافق و مخالف در ادبيات؛
• ارائه روند و سير تحقيق و طرح جهتگيری آن؛
• نقد و بررسی تئوریهای طرح شده؛
• مشخص کردن محدوده زمانی مورد بررسی؛
• برقراری ارتباط بين ادبيات موضوع با موضوع مورد تحقيق.
۷) بدنه اصلی مقاله:
• متشکل از يک تا چند بخش و در برگيرنده اصل تحقيق و مطالعه نظير روش و متدولوژی، فرضيات، مدل رياضی.
۸) نتايج ارائه خروجیهای آزمايشها، مدلها يا محاسبات.
۹) بحث در باره نتايج:
• استخراج اصول،روابط و ارائه تعميمهای ممکن؛
• ارائه تحليل مدل يا تئوری؛
• ارائه ارتباط بين نتايج و تحليلها.
• جمع بندی و نتيجهگيری طرح نتايج مهم و پيامدهای آنها؛
• بيان استثناء ها و محدوديتها؛
• طرح افقهای تحقيقاتی برای ادامه و توسعه تحقيق.
۱۰) سپاسگزاری (در صورت نياز):
• قدردانی از مؤسسات و يا اشخاصی که در به ثمر رسيدن تحقيق و يا بهتر انجام شدن فعاليتهای مربوط به مقاله تأثيرگذار بودهاند.
۱۱) منابع:
• ارائه فهرست مرتب شده منابع.
۱۲) پيوستها (در صورت نياز):
• ارائه مطالب ضروری برای فهم و پشتيبانی از مطالب اصلی مقاله.
موارد ويرايشی
• رعايت ملاحظات دستوری در جملات و سعی در نوشتن جملات کوتاه و گويا؛
• شماره گذاری عنوان بخشها و زيربخشها؛
• شماره گذاری روابط و فرمولها؛
• ارائه شرح مفيد و گويا در بالای جداول و پائين شکلها؛
• شماره گذاری جداول و شکلها به طور جداگانه؛
• ارجاع دهی به هر جدول و يا هر شکل در متن از طريق شماره مربوطه؛
• رعايت دندانهگذاری مناسب به منظور تفکيک بهتر و خواناتر نمودن نوشتار؛
• پرهيز از شکستهشدن کلمات در دو خط متوالی (نظير "می" در آخر خط و "شود" در ابتدای خط بعدی)؛
• پرهيز از کپیکردن تصاوير ناخوانای مراجع و منابع، سعی در بازطراحی آنها با ذکر دقيق مأخذ در ذيل آنها.
نکات ويژه
• سعی جدی در ثبات رويههای اتخاذ شده در نوشتار مقاله (مانند اندازه حروف، ضخامت خطوط در جداول و شکلها، نوع خطوط لاتين در کلمات لاتين, فاصله شمارهها با متن يا روابط)؛
• الگوبرداری از ساختار آخرين مقالات منتشر شده در نشريه يا ژورنال هدف (نشريهای که قصد داريد مقاله خودرا برای انتشار ارسال داريد)؛
• ارائه مقاله کامل شده به اشخاص مطّلع و مرتبط با موضوع مقاله و دريافت نظرات آنان و انجام عمل بالعکس در مورد آنان؛
• واگذاری تهيه مقالات مروری به محققان با تجربه و نويسندگانی که در زمينه مورد بررسی صاحب نظر بوده و لااقل چند مقاله در اين رابطه منتشر نمودهاند؛
• اطمينان از دسترسی به مقالات مرجع مربوط به موضوع مقاله به ويژه مقالات جديد؛
• رعايت امانت، صداقت و اخلاق از اصول مهم هر فعاليت علمی و تحقيقی است. مراعات نمودن اين اصول از ضرورت بسيار بالائی برخوردار است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه و استفاده از نظرات اصلاحی ارائه درباره این مقاله به آدرس های ذیل مراجعه کنید:
اين مقاله در بانك مقالات فارسي توسط علي ميرشاهي به نقل از محمد مهدی سپهریارائه شده است: http://www.modares.ac.ir/eng/sepehri/sub/cpprj.htm
شنبه بیستم مهر 1387
فهرست موضوعي مقالات چهارمحال و بختياري
برای کسب آگاهی از فهرست موضوعي مقالاتی که درباره تاریخ فرهنگ و ادبیات بختياري در مجلات کشوری و محلی به چاپ رسیده است در اینجا سعی می شود که به معرفی بیشتر این مقالات پرداخته شود. محققان ارجمند شما می توانید برای دستیابی به اصل مقالات متناسب با مطالب مورد علاقه خود به این مجلات مراجعه کنید. امیدوارم این فهرست موضوعی مقالات مورد توجه و استفاده شما قرار بگیرد. (لازم به یادآوری است برای حفظ امانت منبع اطلاعاتی این مقالات در پایان مطالب اصلی ذکر خواه شد).
ادامه مطلب
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
«کُلاه در فرهنگ بختیاری۲»
معرفی مقاله منتخب «کُلاه در فرهنگ بختیاری۲»
مشخصات مقاله: شاهمرادی، بیژن (۱۳۶۵) «کُلاه در فرهنگ بختیاری ۲»، چیستا، سال چهارم، شماره هفتم، اسفندماه، صص ۵۳۱- ۵۳۸.
اصل مقاله*: «همانگونه که در نخستین بخش این نوشته دیدیم، مردان بختیاری کمابیش، هیچگاه کُلاه از سر نمیگیرند، مگر آن زمانهائی که از پیش و برابر آئین و روش بهنجار، باز نموده شده است. همواره کُلاه به سر داشتن مردان بختیاری، هم از کودکی شاید بازماندهای از روش پارسیان باستان باشد؛ چه ایشان نیز همیشه کلاه به سر داشتهاند. به ویژه آنکه گمان میرود پارسیان نخستین فرمانروائی سامان یافته خود در بخشهای پائین دست پشته ایران را در زاگرس میانی، در همین جایگاه امروزی بختیاریان بنیاد نهاده باشند. هم از آنجا بود که نیای «کورش هخامنشی» بر سرزمین پارس دست یافت. چنین است که مردان بختیاری، تنها در چنین گاههائی است که کلاه از سر میگیرند:............
ادامه مطلب
یکشنبه بیستم مرداد 1387
كُلاه در فرهنگ بختياري
كلاه در فرهنگ بختياري
با بررسي نوع لباس و پوشش محلي و سنتي مردان و زنان بختياري ميتوان به نوعي از ديرينگي و ماندگاري آثار فرهنگي اين قوم از گذشتههاي دور تا كنون آگاه شد، تنپوش سنتي اين قوم به گونهاي الهام گرفته از فرهنگ كهن آنان در گذشت روزگاران و همچنين پيوندي عميق با طبيعت زيباي سرزمين بختياري دارد و اين امر را ميتوان به طور عيني و مشخص در لباسهاي زيبا، رنگارنگ و چشمنواز زنان ايل بختياري مشاهده كرد و نوع رنگ هر كدام از اين پوششها و زمان استفاده از آنها در مراسمهاي گوناگون با توجه به شرايط سني زنان، كه به تبع آن رنگها نيز متناسب با آن تغيير مييابد، خود امري است شگرف كه جاي تحقيق و بررسي علمي و مردمشناسي دارد. اما مردان بختياري علاوه بر پوشيدن «چوقا» - كه داراي خطوط نمادين كهني است - و «شلوار دبيت» از كُلاه نيز استفاده ميكنند. كه در نگاه اول ما از آن تنها به عنوان يك ابزار پوششي ياد ميكنيم ولي وجود كلاه در فرهنگ قوم بختياري تنها به اين مورد ختم نميشود و داراي كاربردهاي نمادين و ريشهداري است كه محقق ارجمند جناب آقاي بيژن شاهمرادي به صورت تكنگاري و موردي در طي دو مقاله آنها را در مجله چيستا به چاپ رسانده است كه كاري بسيار ارزشمند و حائز اهميت در اين خصوص است به همين دليل با توجه به اهداف اين وبلاگ كه اطلاعرساني دقيق از كتابها و درج مقالات معتبر است ضمن تشكر از نويسنده ، اين مقاله در دو قسمت جداگانه به علاقهمندان فرهنگ بختياري تقديم ميشود.
ادامه مطلب
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387
معرفی کتاب چهارمحال و بختیاری در عصر زندیه
«چهارمحال و بختياري در عصر زنديه»
مشخصات كتاب: فتاحي، قاسم(۱۳۸۷) چهارمحال و بختياري در عصر زنديه( ۱۲۰۹-۱۱۶۳هـ .ق) چاپ اول، شهركُرد: سدرةالمنتهي.
معرفي كتاب: كتاب چهارمحال بختياري در عصر زنديه از جمله كتابهاي تاريخي معتبر جديدي است كه با تلاش قاسم فتاحي(متولد ۱۳۴۵) تأليف شده و انتشارات سدرةالمنتهي شهركرد آن را اخيراً (۱۳۸۷) با قيمت ۳۰۰۰ تومان به چاپ رسانده است و داراي ۲۳۲ صفحه و شامل دوازده فصل و منآبع و مآخذ و فهرست اعلام است. اين كتاب دومين اثر قاسم فتاحي در زمينه شناخت نقش منطقه چهارمحال و بختياري در تحولات تاريخ ايران پس از سقوط حكومت صفوي است- كتاب اول او «چهارمحال وبختياري در عهد افشاريه است» - نويسنده در اين كتاب تلاش كرده است اوضاع سياسي و اقتصادي و فرهنگي منطقه را در فاصلهي زماني سقوط حكومت افشاريه(۱۱۶۳هـ .ق) تا افول حكومت زنديه را مورد بررسي قرار دهد. عناوين و زير مجموعهي مطالب اين دوازده فصل كتاب شامل موارد زير است:
فصل اول: جنگ قبايل بر سر قدرت؛ رقابتهاي طايفهاي پس از مرگ نادر؛ كريمخان و طايفه زند. فصل دوم: رقابت خوانين بختياري و زند براي تسلط بر اصفهان؛ جنگ كَمَره ميان عليمردانخان و كريمخان؛ جنگ«مورچه خورت» و شكست عليمردانخان از ابوالفتحخان؛ سقوط اصفهان و غارت آن توسط سپاه مهاجم. فصل سوم: اتحاد سهگانه خوانين بختياري و زند و تشكيل حكومت جديد در ايران؛ پيمانشكني عليمردانخان و فروپاشي اتحاد سهگانه؛ لشكركشي عليمردانخان به فارس. فصل چهارم: واكنش كريمخان در برابر پيمانشكني عليمردانخان؛ جنگ چهارمحال و شكست عليمردانخان. فصل پنجم: كريمخان زند وكيلالدوله ايران؛ تلاشهاي مجدد عليمردانخان براي كسب قدرت؛ ماجراجويي محمدخانزند و شكست وي از علي مردانخان؛ جنگ نهاوند و شكست عليمردانخان از قواي زنديه. فصل ششم: واپسين تلاشهاي عليمردانخان بختياري براي رسيدن به قدرت؛ اقدام محمد حسنخان قاجار براي كمك به عليمردانخان؛ درخواست كمك ساكنان قلعه كرمانشاه از عليمردانخان؛ عليمردانخان بختياري و شاه سلطان حسين دوم؛ جنگ كرمانشاه و پايان كار عليمردانخان؛ شكست كريمخانزند از آزادخانِ افغان و فرار او به چهارمحال و بختياري؛ قتل عليمردانخان بختياري. فصل هفتم:غلبه كريمخان بر رقيبان و تحكيم قدرت در كشور؛ عليمردان خان كوچك بختياري؛ ميرزا طاهر چهارمحالي و حكومت كهگيلويه؛ بختياريها و شورش زكي خان؛ اقدامات انتظامي كريم خان در چهارمحال و بختياري. فصل هشتم: اقامت كريمخان در شيراز و نقش بختياريها در تحولات اين دوران؛ اقدامات كريمخان پس از اقامت در شيراز؛ مشاركت بختياريها در جنگ بصره؛ عُصيان حيدرخان بختياري. فصل نهم: چهارمحال و بختياري در عهد جانشينان كريمخان؛مرگ كريمخان و جنگ قدرت ميان افراد خان زند؛ اهميت چهارمحال و بختياري در عهد زنديه؛ بختياريها و جانشينان كريمخان؛ جنگ قدرت ميان طوايف زند و قاجار و حمايت بختياريها از زنديه؛ مخالفت بختياريها با آقامحمدخان. فصل دهم: حاكميت در چهارمحال و بختياري در دوره زنديه و سياستهاي كريمخان. فصل يازدهم: اوضاع اجتماعي و اقتصادي چهارمحال و بختياري در عهد زنديه؛ خانه آزاده. فصل دوازدهم: نگاهي به وضع ادبيات چهارمحال و بختياري در عصر افشاريه و زنديه؛ ادبيات ايران در عصر افشاريه و زنديه؛ شعراي چهارمحال و بختياري در عهد افشاريه و زنديه. فتاحي در پايان هر فصل، نكات مفيد و ارزشمندي براي آگاهي بيشترخواننده از ساير منابع مرتبط با موضوع و توضيح مطالب كتاب، به صورت يادداشت آورده است كه بر ارزش كار او ميافزايد. اين كتاب براي شناخت وقايع تاريخي و اجتماعي و فرهنگي چهارمحال و بختياري در عصر زنديه از منابع معتبر و مفيد محسوب ميشود و مطالعه و نقد اين كتاب به علاقهمندان تاريخ محلي براي غناي بيشترچاپهاي بعدي آن توصيه ميشود.
